X
تبلیغات
مدیسه
رایتل
دوشنبه 5 مرداد 1394 @ 03:19

مشاوره رایگان

سلام خدمت همه دوستان گرامی. در این وبلاگ می توانید سوالات روان شناسی با موضوعات مختلف خانواده درمانی، زوج درمانی، مشکلات جوانان، مشاوره ازدواج، مشاوره تحصیلی، ارتباط جنسی و ... را بپرسید و در اسرع وقت پاسخ های شما ارسال می گردد.

در ارسال سوالات حتما نکات زیر رعایت شود.

1- سوالات خود را حتما فارسی بنویسید. به سوالات فینگلیش پاسخ داده نمی شود.

2- سن ،جنسیت و وضعیت تأهل خود را حتما بنویسید.

3- برای سوالات محرمانه خود درخواست رمز نمایید.

4- از پرسیدن هرگونه سوالی خجالت نکشید.

5- برای اطلاع رسانی پاسخ سوال شما در سایت شماره همراه و ایمیل خود را در صورت تمایل وارد کنید.

6- سوالات خود را  فقط در بخش ایجاد سوال مشاوره می توانید درج نمایید.

7- صرفاً به سؤالاتی پاسخ داده خواهد شد که ایمیل یا شماره همراه خود را در سؤال درج نمایند.

پنج‌شنبه 25 تیر 1394 @ 04:07

زبان بدن آنچه آدمها نمیخواهند بگویند را لو میدهد

ضروری است در هر شغل وسمتی که هستیم زبان بدن را به دور کامل یاد بگیریم ,در اینجا سعی میکنم چند مورد را برای مثل بیاورم


آیا می‌دانستید حتی زمانی که یک شخص با شما صحبت نمی‌کند، نشانه‌هایی درصورت، بدن، پاها و دست‌های او وجود دارد که می‌تواند بدون آن‌که خود او متوجه شود به شما در خواندن فکر او کمک کند. در حقیقت همه انسان‌ها به‌طور ناخودآگاه حرکاتی از بدن خود نشان می‌دهند که از آن به‌عنوان زبان بدن یاد می‌شود. آشنایی با این حرکات و نشانه‌ها می‌تواند به شما کمک کند، در ملاقات با دیگران بهتر بتوانید به آنچه در ذهن آن‌ها می‌گذرد پی ببرید و به این ترتیب تصمیمات منطقی‌تری بگیرید. برای مثال در بسیاری از موارد، زمانی که یک فرد هنگام صحبت با شما سرش را پایین نگه می‌دارد، با موهایش بازی می‌کند یا وزن بدن خود را روی یکی از پاهایش می اندازد به‌طور ناخودآگاه در حال انتقال پیامی به شماست.


او تحت تاثیر شما ست

کنار زدن موها از روی صورت
 این حرکت نشانه‌ای از عصبی بودن و در عین حال جلب شدن نظر شخص است. شخص سعی می‌کند با این کار حالت واقعی چهره خود را مخفی کند و نشان ندهد که تحت تاثیر قرار گرفته است.


لبخند فقط 5 ثانیه است

لبخند زدنحتما شما هم هنگام صحبت‌کردن با دیگران به فردی برخورد کردید که مرتب لبخند می‌زند و با این تصور که مخاطب‌تان نسبت به موضوع مورد بحث علاقه‌مند است به گفت‌وگو ادامه داده‌اید اما آنیتا باربی از دانشگاه لوئیسوایل در این زمینه نظر متفاوتی دارد.او می‌گوید یک لبخند درصورتی واقعی است که در آن عضلات چشم‌ها هم درگیر شوند و خیلی هم طول نکشد. در حقیقت افرادی که لبخند آن‌ها بیش از 5 ثانیه طول می‌کشد و این لبخند فقط در لب‌های آن‌ها مشاهده می‌شود در حال تظاهر‌کردن هستند. برای مدیران هم لبخند زدن‌های مداوم در محیط کار توصیه نمی شود، زیرا این کار باعث می‌شود آن‌ها در نگاه کارمندان چندان جدی به‌نظر نیایند.


استرس دارد
پلک زدن بیش از حد

هر فرد در حالت طبیعی بین 6 تا 8 مرتبه در یک دقیقه پلک می‌زند اما هنگام استرس تعداد این پلک‌زدن‌ها بیشتر می‌شود و به همین دلیل توجه مخاطب را بیشتر به‌خود جلب می‌کند. اگر شما هم هنگام سخنرانی یک فرد در میان جمع به چشمان او توجه کنید، به‌طور حتم متوجه پلک زدن‌های مداوم او می‌شوید. این یک نشانه است که به شما اعلام می‌کند، فردی که در حال گفت‌وگو با شماست از لحاظ روانی چندان در آرامش قرار ندارد.


یا اشتباه کرده یا می‌ترسد!
گزیدن لب‌ها
«کارول کینسی» که یکی از روان‌شناسان معروف و متخصص در زبان بدن است، گزیدن لب‌ها را یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها از قرار داشتن فرد در وضعیت استرس‌زا می‌داند. در بسیاری از مواقع زمانی که انسان‌ها اشتباهی را مرتکب می‌شوند بی‌اختیار لب‌های خود را می‌گزند. در این مواقع انسان سعی می‌کند، به‌طور ناخودآگاه با گزیدن لب‌ها، فرو بردن آن‌ها به داخل دهان و تماس زبان با آن‌ها خود را از زیر بار روانی خارج کند.


بینی پینوکیو
خاراندن بینی
سعی کنید هنگام دروغ گفتن هرگز بینی خود را لمس نکنید، زیرا می‌تواند شما را در مقابل مخاطبان‌تان لو بدهد. «مایکل کانینگهام»، استاد ارتباطات از دانشگاه «لوئیسوایل» در این باره می‌گوید: «زمانی که فردی دروغ می‌گوید، ترشح هورمون آدرنالین در بدنش افزایش پیدا می‌کند. این عامل باعث انبساط رگ‌های خونی بسیار ریز در داخل بینی می‌شوند و در این هنگام شما در این نقطه از صورت‌تان احساس خارش می‌کنید.» نگاه ممتد ولی کوتاه مدت به‌صورت فرد طرف مقابل یکی دیگر از نشانه‌هایی است که فرد دروغگو را رسوا می‌کند. هنگام دروغ گفتن فرد خطاکار سعی می‌کند با نگاه‌کردن به‌صورت طرف مقابل متوجه شود که آیا حرف او مورد قبول واقع شده یا خیر. به همین علت است که هنگام دروغ گفتن یا بعد از آن نگاه‌های فرد دروغگو طولانی‌تر و دقیق‌تر از حالات عادی می‌شود.


سانسور خطرناک‌ها
بستن چشم‌ها

با مالیدن چشم‌ها، پوشاندن آن‌ها با دست یا بستن آن‌ها در زمانی طولانی‌تر از پلک زدن، مغز می‌خواهد از دیدن بعضی از عواملی که در مقابل چشمان ما قرار دارد جلوگیری کند. حتی در بسیاری موارد زمانی که صدایی ما را آزار می‌دهد، ما به‌طور ناخودآگاه برای لحظه‌ای دستان‌مان را روی چشمان خود می‌گذاریم. این یک مکانیسم دفاعی برای مغز است تا بتواند خود را از پردازش رویدادهای ناخوشایند یا تهدید‌کننده رهایی ببخشد.


کمک می‌خواهد
نگاه کردن به سمت پایین به‌مدت طولانی
با این حرکت فرد از دیگران حمایت را درخواست می‌کند. این تاکتیکی است که بسیاری از کودکان کم سن و سال هنگام مواجه شدن با دیگران در انجام یک کار اشتباه از خود بروز می‌دهند تا به این ترتیب بتوانند حمایت والدین یا اطرافیان را به سمت خود بکشانند. اگر شخصی این حالت را از خود نشان می‌دهد احتمالا انتظار همدردی دارد، پس سعی کنید در این مواقع او را درک کنید.


گذشته را به یاد بیاورید
نگاه کردن به بالا یا اطراف

آیا می‌خواهید بفهمید چه زمانی فردی در حال تلاش است تا خاطرات گذشته را به یاد بیاورد، پس به جهت نگاه کردن او توجه کنید. زمانی که فردی سعی می‌کند چیزی را به یاد بیاورد چشمان خود را به سمت آسمان می‌گیرد، زیرا در تلاش است تا آن را در ذهن‌ خود تصویر کند. زمانی هم که تلاش می‌کند یک حرف را به یاد بیاورد به سمت یکی از گوش‌های خود نگاه می کند، به این شکل که گویا تلاش می‌کند دوباره آن را بشنود.


خطر در کمین شماست
لمس‌کردن پیشانی یا لاله گوش

این کار نشان‌دهنده آن است که شما احساس تهدید می‌کنید یا خونسرد نیستید. برای مثال زمانی که شما در ردیف اول کلاس نشسته‌اید و امیدوارید که معلم نام شما را صدا نزند. بسیاری از مواقع اگر انسان‌ها در حالت نشسته باشند در این حالت دست خود را به آرامی روی پاهای خود می‌زنند. ضربه زدن به عصب‌هایی که در قسمت‌های انتهایی بدن مانند پاها یا گوش‌ها قرار دارند به بدن کمک می‌کند ضربان قلب یا فشار خون خود را پایین بیاورد.


خواندن زبان بدن
مخالفت ایستادن در حالتی که پاها کنار هم هستند

این وضعیت نشان‌دهنده آن است که فرد حالت دفاعی به‌خود گرفته و شاید بیان‌کننده آن باشد که چندان با گفته‌ها یا کارهای شما موافق نیست.


خوش‌آمدگویی چرخیدن به یک سمت
تقریبا بسیاری از مردم در حالت ایستاده یا نشسته بدن خود را اندکی به سمت کسی که توجه آن‌ها را به‌خود جلب کرده است می‌چرخانند. در این بین، شاید توجه به یک نکته بتواند به بهتر شدن رابطه شما با دیگران کمک کند. زمانی که در حال صحبت کردن با فردی هستید و یک شخص سوم تصمیم دارد به جمع شما نزدیک شود، سعی کنید زاویه خود را تا 45 درجه به سمت او بچرخانید. این یک علامت است که نشان می‌دهد به طرف مقابل خوش‌آمد می‌گویید و او را به جمع خود دعوت می‌کنید.


فرق راه رفتن زنانه و مردانه
راه رفتن

شیوه راه رفتن شما هم اطلاعات خاصی را به دیگران منتقل می‌کند. افرادی که سریع راه می‌روند در نگاه دیگران خلاق و شایسته به‌نظر می‌آیند. این‌طور به‌نظر می‌رسد، آن‌ها باید به جای مهمی بروند و در زندگی خود هدف دارند. برای آن‌که راه رفتن‌تان در نگاه دیگران تاثیرگذار به‌نظر بیاید سعی کنید ابتدا پاشنه پا را روی زمین بگذارید و سپس به سمت نوک انگشتان بروید. جالب است که بسیاری از مردان ابتدا پاشنه پای خود را روی زمین گذاشته اما اکثر زنان میانه کف پا را روی زمین می‌گذارند.


باورتان نمی‌کنند
تکان‌دادن دست‌ها

تحقیقات نشان داده است، افرادی که مرتب دست‌های خود را حین صحبت کردن تکان می‌دهند شخصیت باانرژی، منطقی و گرمی دارند اما در عوض افرادی که حرکات دست کمتری دارند منطقی‌تر و تحلیلگرتر به‌نظر می‌رسند. به یاد داشته باشید که حفظ تعادل کلید موفقیت در تاثیرگذاشتن روی دیگران است. افرادی که بیش‌ از‌ اندازه دست‌های خود را تکان می‌دهند در نگاه دیگران باورپذیری کمتری دارند و ضعیف‌تر نشان داده می‌شوند. اگر فکر می‌کنید در موقعیت‌هایی مانند مصاحبه شغلی ممکن است دستان خود را بیش از حد تکان بدهید، بهتر است چیزی مانند یک کتاب یا پوشه در دستان خود بگیرید.


احساس برتری
ایستادن با پاهای باز
ایستادن در حالتی که پاهای شما به اندازه عرض شانه‌ها باز است، نشان از اقتدار، تسلط و نفوذ دارد. هنگام بحث کردن با دیگران یا اختلاف نظر، این شکل از ایستادن به طرف مقابل القا می‌کند که شما در این بین احساس برتری دارید. قرار دادن دست‌ها روی ران‌ها هم یکی از نشانه‌های سنتی قدرت و اقتدار است.

عوض کردن پاها
شکلی که شما بدن خود را حرکت می‌دهید نشان‌دهنده علاقه، نگرش و گرایش شماست. اگر به‌طور مرتب وزن خود را روی یکی از پاهای خود قرار می‌دهید یکی از نشانه‌های آن است که شما ناراحت و عصبی هستید و به این شکل می‌خواهید به‌خود آرامش بدهید. در این وضعیت فرد مرتب در حال فکر کردن در مورد موضوعات متعدد در ذهن خود است و این تغییر فکر خود را به شکل عوض کردن پایی نشان می‌دهد که بیشتر وزن بدن را تحمل می‌کند.


منعطف نیست
باز‌کردن دست‌ها

اگر شخصی دستانش را در مقابل شما باز کند به شکلی که گویا یک سینی برای تعارف کردن در مقابل شما گرفته است، نشان می‌دهد که از نظرات شما استقبال می‌کند و منتظر شنیدن آن است. قرار دادن کف دست‌ها به سمت پایین یا گره کردن آن‌ها به شکل مشت نشان می‌دهد، فرد مقابل شما در آن لحظه شخصیت انعطاف‌پذیری ندارد.


متقلب
پنهان‌کردن دست‌ها

اگر فردی در حال صحبت‌کردن با شما دستانش را در جیبش می‌گذارد یا در پشت خود پنهان می‌کند، این احتمال را بدهید که چیزی را از شما پنهان می‌کند یا قصد تقلب دارد. شاید فردی در حال تعریف کردن ماجرایی برای شماست اما این احتمال وجود دارد که او تمام داستان را نمی‌گوید و بخشی از آن را مخفی می‌کند.


فرار سریع
تکان دادن مداوم پاها

آیا دقت کرده‌اید در حالتی که یکی از پاهای خود را روی پای دیگر انداخته و نشسته‌اید، مرتب یکی از آن‌ها را مرتب تکان می‌دهید. تحقیقات نشان می‌دهد، این نوع حرکات می‌تواند به آرام شدن تنش در انسان کمک کند و هر چه شدت این حرکات بیشتر باشد به همان اندازه هم میزان این تنش‌ها بیشتر است. همچنین تکان‌دادن مرتب پاها نشان می‌دهد که شما هرچه سریع‌تر می‌خواهید خود را از وضعیتی که در آن قرار دارید رهایی ببخشید و پاهای شما کاملا برای این موضوع آماده‌اند. دقیقا به همین دلیل است که در مطب‌های پزشکان، در اکثر مواقع بیماران منتظر پاهای خود را تکان می‌دهند.


آماده برای فرار از دست شما
قرار دادن نوک پاها به سمت در خروجیزمانی که با یک فرد در حال گفت‌وگو هستید، اگر متوجه شدید که آن فرد نوک انگشتان پایش را به سمت در خروجی چرخانده است، بدانید که آن فرد به‌طور ناخودآگاه اعلام می‌کند که آماده است تا گفت‌وگو را تمام کند و به سمت بیرون حرکت کند

شنبه 13 تیر 1394 @ 03:30

حرف های دل مردان

این مطالب رو باید خانمها روزی ۲۰بار از روش بخونن و روزی سه بار تایکسال بنویسند تا بتوانند آنها را در زندگی عملی و کاربردی کنند و با یکبار و چند بار خواندن تاثیری در زندگی مشترک نخواهد داشت

ایکاش زن زندگی ام این رازها را میدانست...


1– ﻣﺮﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﮐﻦ.


2 – ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﻮﺍﻓﻖ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﭘﺴﻨﺪﯼ, ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﻢ ﻫﺴﺘﯽ.


3 – ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﻣﻬﻢ ﻣﺮﺍ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﮐﻨﯽ, ﻣﺜﻞ ﻧﯿﺎﺯ ﺟﻨﺴﯽ ﻭ ﺻﺪﺍﻗﺖ.


4 – ﻣﺮﺍ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﭙﺬﯾﺮ ﻭ ﺳﻌﯽ ﻧﮑﻦ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﯽ.




5 – ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﻢ ﺑﯽ ﻫﻤﺘﺎ ﻫﺴﺘﻢ. ﮔﺎﻫﯽ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﭘﺴﺮﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ.


6 – ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯽ, ﺍﻭﻝ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﭙﺮﺱ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻭ ﻫﻮﺍﯼ ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﯾﺎ ﻧﻪ. ﺍﮔﺮ ﻧﯿﺴﺘﻢ, ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻧﮑﻦ.


7 – ﻣﺎ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻏﺎﺭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ. ﮐﻤﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻏﺎﺭﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﯾﻢ؛ ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺁﻣﺪ.


8 – ﻭﻗﺘﯽ ﮔﯿﺞ ﻭ ﺳﺮﺩﺭﮔﻢ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻮ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﻨﻢ. ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﻫﺴﺘﻢ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﻪ ﻧﺤﻮﯼ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﯽ.


9 – ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺷﻮﻫﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﮑﻦ.


10 – ﮐﺎﺭﻡ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ. ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻡ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﺩﺍﺭﻡ, ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺭﻡ.


11 – ﺩﺭﮎ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺐ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻨﻢ, ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ.


12 – ﺩﺭﮎ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﭘﯿﺸﻘﺪﻡ ﺷﻮﯼ.


13 – ﺳﻌﯽ ﻧﮑﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﺮﺍ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﯿﭻ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ. ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭ.


14 – ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭ.


15 – ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ, ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺻﺒﻮﺭ ﺑﺎﺷﯽ.


16 – ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺼﻮﺭ ﻧﮑﻦ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻫﺮ ﺣﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ. ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ, ﻣﺮﺍ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﮑﻦ ﭼﺮﺍ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.


17 – ﻧﺰﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺧﻮﺩﻡ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺪ ﮔﻮﯾﯽ ﻧﮑﻦ.


18 – ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺴﺎﯾﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ, ﻣﺤﺮﻣﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻄﻠﻊ ﺑﺎﺷﻨﺪ.


19 – ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﭘﺮﺗﻮﻗﻊ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ, ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﺍﯾﻦ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﻮﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﻣﻔﯿﺪ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺿﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﻧﺎﮐﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ.


20 – ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﻡ, ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﻢ. ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﮐﻨﯽ.


21 – ﺧﻮﺍﻫﺸﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ, ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻦ؛ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻏﺮﯾﺰﯼ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﻡ.


22 – ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺷﺨﺼﯽ ﻣﺨﺘﺺ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺗﺤﺖ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ.


23 – ﻣﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ, ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﺎﺷﻢ ﺍﻧﺠﺎﻣﺶ ﺩﻫﻢ.


24 – ﺍﮔﺮ ﮔﺎﻫﯽ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻬﻢ, ﺧﯿﺎﻝ ﻧﮑﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺍﻡ ﺷﺎﯾﺪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎﺭ ﻭ ﺗﻨﺶ ﻫﺴﺘﻢ.


25 – ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺭﺿﺎﯾﺘﻢ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﺷﻮﺩ, ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻭ ﻓﺸﺎﺭ ﻋﺼﺒﯽ ﻭ ﺗﻨﺶ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ, ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.


26 – ﻣﺎ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻋﺸﻖ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﻋﺸﻘﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﮐﻨﯿﻢ, ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺍﺳﺖ.


27 – ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ, ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﺬﯾﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺩﺍﺭﯼ. ﺑﺪﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻗﺪﺭﺕ ﮐﻨﻢ.


28 – ﺍﮔﺮ ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ «ﻧﻪ» ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﺤﺖ ﺳﻠﻄﻪ ﻫﺴﺘﻢ. ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺯﺍﺩﯼ «ﻧﻪ» ﮔﻔﺘﻦ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ, ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ «ﺑﻠﻪ» ﮔﻔﺘﻨﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.


29 – ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﻭ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ؛ ﭼﻨﯿﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﮑﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ.


30 – ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﮔﻞ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻫﺴﺘﯽ, ﻣﻦ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺷﻢ؛ ﺍﻣﺎ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺵ ﺑﺎ ﺷﻮﻕ ﻭ ﺫﻭﻕ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻧﺰﺩ ﺗﻮ ﺑﺮﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﺸﺖ.


31 – ﻗﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﯿﻢ. ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﯾﺎ ﺧﺮﯾﺪ ﺑﺮﻭﯼ, ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻫﺮﮐﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ.


32 – ﺍﯾﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺘﻢ. ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺩﺍﺭﯼ, ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ.


33 – ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻏﯿﺮﻣﻨﺘﻈﺮﻩ ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻦ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﻼﻗﻪ ﮐﻦ.


34 – ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺟﻨﺴﯽ ﺗﺤﻘﯿﺮﻡ ﻧﮑﻦ, ﺳﺮﺯﻧﺸﻢ ﻧﮑﻦ, ﻣﺮﺍ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ﻧﺨﻮﺍﻥ ﻭ ﻧﮕﻮ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﻧﯿﺴﺘﻢ.


35 – ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﯿﺴﺘﯽ, ﺍﻣﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﭽﻪ ﺷﻮﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺍ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﮐﻨﯽ.


36 – ﻫﺮﮔﺰ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﺁﺩﻡ ﮐﺎﻣﻞ ﻭ ﺑﯽ ﻧﻘﺼﯽ ﻫﺴﺘﻢ. ﺍﻣﺎ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻌﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺑﺎﺷﻢ.


37 – ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺮﺍ ﻣﻨﺒﻊ ﺁﺭﺍﻣﺶ, ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﺍﺕ ﻧﺪﺍﻥ. ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺷﻮﻫﺮﯼ ﮐﻨﯽ.


38 – ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺯﻧﯽ ﻗﻮﯼ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪ ﻭ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻫﺴﺘﻢ, ﻧﻪ ﺯﻧﯽ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﻭ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ.


39 – ﻫﺮﮔﺰ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻧﮑﻦ. ﺳﮑﻮﺗﻢ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺩﺭﻭﺍﻗﻊ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ: «ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ. ﺍﻣﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺵ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ.»

یکشنبه 7 تیر 1394 @ 17:14

قوانین قهر کردن در رابطه ی زناشویی

هر وقت خواستین قهر کنین 

اما قبلش این قوانینو  با همسرتون طی کرده باشین که قوانین قهر باید در هر شرایطی رعایت بشه.

1) حق نداریم به خونواده های هم توهین کنیم.

.

2) حق نداریم مسایل و مشکلات کهنه رو مطرح کنیم. تو هر دعوا فقط راجع به همون موضوع بحث میکنیم.

.

3) شام و ناهار نپختن و شام و ناهار نخوردن نداریم. همه اعضا مثل حالت عادی باید برای غذا حاضر باشن.

.

4) سلام و خداحافظی در هر صورت لازمه

.

5) هبچکس حق نداره جای خوابشو عوض کنه

.

6) هر کس برای آشتی پیش قدم بشه اون یکی باید براش کادو بخره

.

7) حق نداریم اشتباه طرف مقابلو تعمیم بدیم . مثلا عبارت تو همیشه.... ممنوعه.چون اینکار دعوا رو به اوج میرسونه

.

8) باید به هم فرصت بدیم که هرکی راجع به دیدگاهش نسبت به موضوع دعوا 5 دقیقه صحبت کنه و طرف دیگه هم 5 دقیقه زمان برای پاسخگویی داره. و بعد اگه حرفی باقی موند باید به فردا موکول بشه تا سر و ته بحث مشخص باشه.

9)هر وقت خواستین قهر کنین 

اما قبلش این قوانینو  با همسرتون طی کرده باشین که قوانین قهر باید در هر شرایطی رعایت بشه.

1) حق نداریم به خونواده های هم توهین کنیم.

.

2) حق نداریم مسایل و مشکلات کهنه رو مطرح کنیم. تو هر دعوا فقط راجع به همون موضوع بحث میکنیم.

.

3) شام و ناهار نپختن و شام و ناهار نخوردن نداریم. همه اعضا مثل حالت عادی باید برای غذا حاضر باشن.

.

4) سلام و خداحافظی در هر صورت لازمه

.

5) هبچکس حق نداره جای خوابشو عوض کنه

.

6) هر کس برای آشتی پیش قدم بشه اون یکی باید براش کادو بخره

.

7) حق نداریم اشتباه طرف مقابلو تعمیم بدیم . مثلا عبارت تو همیشه.... ممنوعه.چون اینکار دعوا رو به اوج میرسونه

.

8) باید به هم فرصت بدیم که هرکی راجع به دیدگاهش نسبت به موضوع دعوا 5 دقیقه صحبت کنه و طرف دیگه هم 5 دقیقه زمان برای پاسخگویی داره. و بعد اگه حرفی باقی موند باید به فردا موکول بشه تا سر و ته بحث مشخص باشه.

9)قهر بیشتر از ۱/۵روز طول نکشه

ا این قوانین قهرتون اگه تاثیر مثبت نداشته باشه ,تاثیر منفی هم نداره.

شنبه 6 تیر 1394 @ 01:58

روناک

سلام خسته نباشید خدمت شما خانوم علیانی
ممنونم که این وبلاگ رو به راه انداختین اولش یه خواهش دارم که نظر من رو تایید نکنین و اگ امکانش هست واستون تو اون ادرس ک نوشتم برام جواب بدبن
راستش مشکل خیلی حادی دارم متاسفانه نمیتونم راجبش باکسی حرف بزنم ولی شدیدا نیاز به کمک دارم 
من یه دخترم 21 سالمه تا 2 سال پیش ی زندگی ارومی داشتم تا اینکه از طریق نت با یه اقایی اشنا شدم الان به شدت پشیمونم کاش حتی دسترسی ب نت نداشتم:(
من این اقا حدود یک ماه همینجوری فقط تو نت درحد یه دوست معمولی باهم حرف میزدیم بعدش فهمیدیم هم شهری هستیم و ..
خلاصه بعد دوسه ماه دیداری اتفاق افتاد و من چون به ایشون اعتماد کامل نداشتم شمارمو نداده بودم بعد5 ماه حرف زدن تو نت و دیدار های گاه ب گاه ما تلفنی باهم حرف زدیم یعنی از 2 سال پیش اون وقت من تازه از دانشگاه انصراف داده بودم شبانه زیست میخوندم بعدش خاستم دوباره واسه کنکور بخونم و این حرفا ک متاسفانه ب دلیل حضور ایشون رشته بدتری قبول شدم گیاهان دارویی تو شهرستان
ما باهم اویل عادی برخورد داشتیم ایشون ادم بدی نیست فقط بعد 1 و نیم سال از رابطه مون بد بین بودن به شدت البته ب حساب خودشون تعصب بود خلاصه کار به جاهایی کشید ک ما باهم رابطه برقرار کردیم البت نه کامل(ببخشید بی ادبیه) هر دفه که قرار ما ک تو محل کار ایشون بود همین جریان بود حتی چند بار ازترس باردار شدن من ازمایش دادم
ایشون یه بار منو سر ی جریان سیلی بهم زد خیلی زود عصبانی میشد کلا اخلاقش از یه سال پیش بشدت تغییر کرد اونقد که مجبورم کرد از شهرستان انتقالی بگیرم شهرم من ک دیگه از دست کاراش خسته شده بودم هی میگفتم ما دیگ ب درد هم نمیخورم و حرف نمیزدم باز خودش جلو میومد معذرت خاهی و...
الان 3 روزه جدی فک کردم ب این نتیجه رسیدم ازدواج ما غلطه درسته خیلی بهم علاقه مندیم اما حرمت ها بینمون شکسته بی ادبی بی احترامی جاش رو گرفته طوری ک بین اس دادنشون چند دقیقه تاخیر داشتم شک میکردن بهم من الان سه روزه باهاشون حرف نمیزنم حدود40 با تماس گرفت رد دادم جواب ندادم خیلی واسم سخته اما مجبورم حداقل برای خوشبختی ایشون فقط نگران یک چیزم ک نفهمیده باردار شده باشم و متوجه نشم الان وگرنه حتا اگ بهم اسیب رسیده باشه ک بعید میدونم حاظر نیستم بعد اون همه توهین ک بهم کرد باهاش ازدواج کنم ناگفته نمونه ما اختلاف مذهبی هم داریم همه خانواده ایشون +مادر بنده در جریانن حتا مادرامون ی بار باهم ملاقات داشتن
ببخشین طولانی شد کمک میخوام من چیکار کنم الان بنظرتون؟؟؟

سلام عزیزم,قبل از هر چیزی باید بگم توکلت به خدا باشه و از خدا بخواه که خودش حافظ آبروت باشه,مثل قبل,بعدم اینکه عزیز دلم بیبی چک که میتونی از داروخانه تهیه کنی,یک هفته بعد از نزدیکی بارداری رو نشون میده,اگرم میخوای مطمئن تربشی میتونی بری یه آزمایشگاه ناشناس توی شهرتون و تست بارداری بدی که کامل خیالت راحت بشه,بعد بتونی تصمیم درست بگیری,جواب آزمایشتو به من بگو,بعدم اینکه من هنوز نه شما رو کامل میشناسم,نه اون آقا رو,فقط یه جمله ی کلی میگم که شاید به دردت بخوره واون اینه که انسان نباید برای جبران یک اشتباه,اشتباه بزرگتری بکنه,خوب فکر کن وتصمیم بگیر,دلت هم براش نسوزه,میدونی چرا؟چون دلسوزی پایدار نیست و دوست داشتنه که پایداره,دیگه اینکه به نظرم به مشاوره احتیاج داری,مشاوره زوج یا ازدواج,چون الان تو شرایط سختی هستی و امکان داره تنهایی نتونی تصمیم درست بگیری,منم چون شهرستان هستی,مشاوره تلفنی میدم,ولی تقریبا هزینه اش نصف مشاوره ی حضوریه,اگه خواستی زنگ بزن,وقت بگیر,در پناه خدا باشی دختر خوب

 
دوشنبه 29 دی 1393 @ 04:15

نکاتی درباره مشاوره ی رایگان در این وبلاگ

دوستان عزیزی که برای مشاوره نظر میذارید,قبل از هر چیز از شما ممنونم که این وبلاگ رو برای مشاوره انتخاب کردید...

خیلی از دوستان,نگران  انتشار مشاوره های خودشون در وبلاگ هستند و تقاضای خصوصی بودن مشاوره هاشون رو دارن ولی باید ۲نکته رو عرض کنم

۱-مطالبی که درقسمت مشاوره گذاشته میشه,تماما با اسامی مستعاره و علاوه بر اون هر قسمتی از مطلب شما که منجر بشه شناسایی بشید رو حذف میکنم,پس خیال شما از این بابت راحت باشه

۲-این قسمت مشاوره برای اینه که خیلی ها ممکنه مشکلاتی شبیه به مشکل شما داشته باشن و همین ها ممکنه حتی به میزان خیلی کم,راهگشا باشه براشون,پس شما هم از این طریق ممکنه سبب راهگشایی کسی بشید و مطمئن باشید که این از نظر خدا پنهان نمیمونه...

به امید روزی که همه وقتی برامون مسله ای پیش میاد,بدون نگرانی مشورت بگیریم...


دوشنبه 29 دی 1393 @ 03:57

بنفشه



سلام وخسته نباشید.من۲۵سالمه.دوسال پیش توچت بایه پسری اشناشدم که سه سال ازم کوچکتره،تصمیم داره برای ازدواج کیش معلوم نیس،میگه صبرکن تاکارم درست شه،قبل من هادی بایهدختربوده که دختره ولش میکنه بعداون افسردگی شدیدمیگیره حتی خودکشی که نجاتش میدن،بهم گفت افسردگیش دوقطبیه دارومیخورده اماالان دیگه دکترم نمیره داروهاشوخودش قطع کرده،من تک دخترم مامانمویه ساله ازدست دادم موندم باداداشوبابام،مامانم.... داشت خیلی سالهای سختیوگذروندم ادم صبوریم بعدمامانم حساس شدم،ه اخلاقش بامن یکی نیست من دوسدارم یکی بهم توجه کنه ولی اون تامن اس ندم اس نمیده همش منتظرمنه،زودعصبی میشه حرفای بدمیزنه،چندروزکه جدامیشیم بازمیگرده نمیدونم چکارکنم،من لیسانسم دارم خودموبراارشداماده میکنم هادی کارشناسیشوتازه شروع کرده،سیگارم میکشه،نمیدونم این رابطه چقدبه صلاحه!!!کمکم کنین،جوابشوتووبم بذارین ممنونم ازتون خیلی گیجم میترسم جداشیم نفرینم کنه اهش بگیره منو،مامانشمدروهادی خیلی حساسه ومخالف احتمالی این ازدواج.هنوزم خبرندارن ازمن،دوسدارم این نوشته رازی باشه بین شماومن،درضمن اون خیلی شکاکه همش فک میکنه من باکسیم















سلام عزیزم,قبل از هر چیزی عذرخواهی میکنم از دیر پاسخ دادنم,چون چند روزی به وبلاگم سر نزدم به خاطر مشغله های کاری...

خب حالا بریم سر مسله ی شما :

من اول از همه بابت شرایطی که به خاطر مادرتون پیش اومده,باهات همدلی میکنم و خیلی باعث افتخاره که دختری به سن وسال شما انقدر با چشم باز به مسله ی ازدواج نگاه میکنه (باوجود مشکلاتی که توی زندگیتون اتفاق افتاده)...

راجع به دوستتون,اونطوری که من متوجه شدم,واقعا باید خیلی با دقت و بالغانه رفتار کنید چون شرایط ایشون به دلیلی (دوقطبی) که خودتون گفتید,خاصه 

اورژانسی تر از هر چیزی اینه که دوباره داروهاشو شروع کنه,چون اصلا قطع داروهاش به صلاح نیست

دوم اینکه حتما حتما حتما شما باید برای ادامه ی رابطه با ایشون و مراقبت از خودتون و دوستتون باید برید پیش یک روانشناس بالینی 

سوم اینکه همیشه,نه تنها در این مورد خاص,یادتون باشه که خداوند برای تصمیماتی که یک نفر با درایت و مشورت با افراد کاردان میگیره,(هرچند اگر ظاهر تصمیم خوب نباشه)انسان رو مجازات نخواهد کرد,شما آزادی کامل دارید و حق دارید انتخاب کنید و خدا هیچ کس رو به خاطر  انتخاب مجازات نمیکنه,ولی توی این انتخاب حق توهین,دل شکستن و تحقیر ندارید,یعنی باید اگر هر تصمیمی با عقل و مشورت گرفتی,قاطعانه اعلام کنی ولی با رعایت احساسات و روحیه ی طرف مقابل و خیلی با احتیاط,اما از تصمیمت منصرف نشی(بارعایت اینها اگر هم آه بکشه بحق نیست و دامن شما رو نمیگیره)

ولی من حدس میزنم که شما دوست داری باهاش بمونی,پس مسیر موندن رو بهت میگم (فعلا همونهایی که بالا گفتم)

تا اینجای کار میتونستم بهت کمک کنم عزیز دلم ولی بیشتر از این واقعا باید از روانشناس بالینی یا حضوری یا تلفنی کمک بگیری,من در یک مرکز مشاوره در کرج هستم,اگر خواستی با من مشاوره داشته باشی,نظر بذار دوباره نا قرار مشاوره بذاریم,اگرهم خواستی با کس دیگه ای مشاوره کنی,یک زوج درمانگر خوب پیدا کن وحتما حتما حتما برو پیشش,حتی اگر شده,تنهایی  برو ولی برو

یادت باشه اصلا سر سری نگیر چون با شرایط روحی خودت و مشکلاتی که داشتی و مسله ی دوستتون, احتمال مشکل در آینده خیلی هست

امیدوارم  درست ترین تصمیم رو با کمک خدا و مشاوره بگیری,در سایه ی خدای بزرگ که تا حالا هواتو داشته,باشی  عزیزم

پنج‌شنبه 27 آذر 1393 @ 02:42

با همسر لجبازم چه کنم؟


جر و بحث  های زنا شویی و اختلاف  نظر های همسران مساله  ای است که همه زوج  ها آن را تجربه می  کنند، اما اهداف زوج  ها با هم در این میان متفاوت است و گاهی خودشان از این موضوع آگاه نیستند. بعضی  ها دوست دارند هر چه زودتر جر و بحث و بگو مگو را پایان دهند و دوباره آرامش را به رابطه خود برگردانند و به هر چیزی برای بدست آوردن آرامش متوسل می  شوند، بعضی  ها نیز این بگو مگو ها را میدان جنگی تصور می  کنند که باید پیروز آن شوند و اینها نیز به هر کاری برای پیروز شدن دست می  زنند، این افراد با لجبازی تمام بحث را کش می  دهند و نمی  خواهند اشتباهات خود را بپذیرند و در برابر هر حرفی جوابی می  دهند و در برابر هر عملی رفتاری از خود نشان خواهند داد. 

لجبازی یک خصوصیت شخصیتی است که افراد را به کارهای بچگانه و تصمیم  های غیر منطقی وا می  دارد. لجبازی از این احساس نشأت می  گیرد که فرد فکر می  کند دارد شکست می  خورد و باید قدرت خود را نشان دهد. در واقع کمبود اعتماد به نفس و عدم خود باوری و کمبود های درونی گاهی باعث لجباز شدن افراد می  شود. شاید بسیاری از شما وقتی لجبازی می  کنید از عملکرد خود آگاه نباشید و ندانید که در حال لجبازی با همسرتان هستید. برای این  که به شناخت بهتری راجع به لحظاتی که لجباز می  شوید پیدا کنید باید نمودهای لجبازی را بشناسید. 

وقتی شما لجباز می  شوید نسبت به همسرتان خشم و کینه شدیدی احساس می  کنید و هر چه این احساس شدیدتر باشد عملکرد شما نیز بدتر و شدیدتر می  شود. لجبازی باعث می  شود شما حقایق را نادیده بگیرید و اشتباه خود را نپذیرید و همین امر همسرتان را نیز آشفته می  کند 

لجبازی  هایتان را بشناسید 

گاهی افراد نمی  دانند که شدیدا در حال لجبازی با همسرشان هستند و بدون این  که به اعمال و گفتار خود فکر کنند با همسرشان برخورد می کنند. باید گفت که شما لجبازی می  کنید وقتی که: 

1 - بخواهید اشتباهات همسرتان را با رفتارتان تلافی کنید. 

2 - عمدا کاری را که می  دانید همسرتان دوست ندارد انجام دهید. 

3 - اشتباهات خود را تکرار کنید و اصرار داشته باشید که کارتان درست است. 

4 - حرف همسرتان را با دقت گوش ندهید و مدام حرف خود را بدون منطق تکرار کنید. 

5 - در برابر اشتباه خود اشتباهات گذشته همسرتان را پیش بکشید تا خود را تبرئه کنید و همسرتان را مقصر جلوه دهید. 

6 - می  دانید اشتباه از شماست و آن را نپذیرید. 

7 - می  خواهید همسرتان را آزار دهید. 

وقتی شما بدانید دارید اشتباه  می  کنید و به کار خود ادامه دهید در حال لجبازی هستید و با این کار همسرتان را نیز به لجباز شدن و جنگیدن با خودتان تشویق می  کنید. وقتی شما لجباز می  شوید نسبت به همسرتان خشم و کینه شدیدی احساس می  کنید و هر چه این احساس شدیدتر باشد عملکرد شما نیز بدتر و شدیدتر می  شود. لجبازی باعث می  شود شما حقایق را نادیده بگیرید و اشتباه خود را نپذیرید و همین امر همسرتان را نیز آشفته می  کند و ممکن است او نیز خشمگین شود و دست به اعمال غیرمنطقی بزند. لجبازی باعث می  شود که شما به همسر خود توهین و او را تحقیر کنید. 

گاهی لجبازی آنقدر شدت می  گیرد که یک زندگی به دلایل کوچک و واهی از هم می  پاشد و زن و شوهر به خاطر لجبازی با یکدیگر عشق شان را از یاد می برند و فقط به پیروز شدن در برابر دیگری می  اندیشند. با دقت در رفتار خود و پرورش تفکر منطقی در خودتان می  توانید با لجبازی مقابله کنید اما اگر همسری لجباز دارید چه باید بکنید؟ 

اول از همه یادتان باشد  که در برابر لجبازی  های همسرتان شما لجبازی نکنید، چرا که اگر در این دور بیفتید روزبه  روز روابط  تان بدتر و بدتر می  شود و بازگشت به عقب غیرممکن خواهد شد. 

در برابر همسر لجباز 

اگر همسر لجبازی دارید باید در رفتارتان یک سری نکات را رعایت کنید تا همسرتان سر لج نیفتد و با شما لجبازی نکند. 

اول از همه یادتان باشد که در برابر لجبازی  های همسرتان شما لجبازی نکنید، چرا که اگر در این دور بیفتید روزبه  روز روابط  تان بدتر و بدتر می  شود و بازگشت به عقب غیرممکن خواهد شد. 

دوم این  که وقتی همسرتان عصبانی است جواب او را ندهید و با او بحث نکنید بلکه در آن لحظه او را به آرامش دعوت کنید و همیشه خواسته  هایتان را در آرامش به او بگویید. وقتی خودتان نیز عصبانی هستید از جر و بحث بپرهیزید. 

سومین نکته این است که بدانید کسی که لجبازی می  کند معمولا خودش می  داند که حق با او نیست اما هیچ وقت نمی  خواهد این را به زبان بیاورد، پس شما نیز اصرار نکنید و بحث را ادامه ندهید. 

چهارم این  که همیشه اشتباهات همسرتان را با احتیاط و مهربانی با او در میان بگذارید چرا که اگر او احساس کند که دارید تحقیرش می  کنید یا انتقادتان را توهین  آمیز به او منتقل می  کنید ممکن است با شما لجبازی کند و ایرادش را نپذیرد و رویه  اش را تغییر ندهد. 

نکته آخر این  که تا آنجایی که  می  شود همسرتان را عصبانی نکنید و حداقل، کارهایی که می دانید او دوست ندارد را انجام ندهید. به یاد داشته باشید که محبت و مهربانی همیشه کارساز است و لجبازی را از بین می  برد.



پنج‌شنبه 27 آذر 1393 @ 01:33

مریم۵






سلام.شما راست میگید خودمم نمیخام بگیرم ازش دیروز گفتش همه خانوادش فهمیدن راستش دلم خالی شد ترسیدم ک اتفاقای بدتری پیش بیاد.......خوب یعنی دیگه باهاش در ارتباط نباشم؟میشه بیشتر توضیح بدید..



سلام عزیزم,من اول که شما ازمن مشاوره خواستید ,سعی کردم از راه احساس مسله تو حل کنیم ,چون به خاطر سن و سالت فکر نمیکردم بتونی انقدر منطقی فکر کنی,آفرین به شما,حقیقتا انتظارش رو نداشتم,حالا که منطقی به مسله نگاه میکنی راحت تر میتونم باهات صحبت کنم,ببین دختر خوب,اگر بتونی اینکاررو بکنی و واقعا الان که برات موقعیت بحرانیه از لحاظ تحصیلی,حواست رو متمرکز بر درس بکنی,خیلی خوبه,توی این راه از خدا بخواه بهت اراده بده,خیلی موثره,منم سعی میکنم هر راهنمایی که خواستی بکنم و در کنارت باشم توی این مسیر,جدیدا میخوام خط مشاوره ی تلفنی رو هم اندازی کنم,و اگر اینطور شد شماره تماسش رو میدم بهت که راحت بتونیم صحبت کنیم,چون مسلما تلفنی تاثیر گذار تر از نوشتنه,امیدوارم در این راه موفق باشی,در پناه خدا...

جمعه 21 آذر 1393 @ 02:41

مریم ۴

خانم علیانی کجایید؟رفتم دیدمش.........میگه برات گوشی بیارم من نمیخام دوباره لو برم چی بهش بگم؟؟؟؟؟؟؟؟
 پاسخ:سلام عزیزم,امیدوارم در شرایطی هستی مثل قبل با هوش و ذکاوت و منطقی برخورد کنی,ببین عزیزم راه رو  داری اشتباه میری ,من درکت میکنم ,حق داری عاشق بشی,حق داری بهش فکر کنی,حق داری  بهش دلبستگی پیدا  کنی ,ولی حق نداری شرایط و محیط زندگیت و اینده و   اعتبارت رو فدای این احساس بکنی,این حس شما به حمیدرضا داره ناخواسته روی تمام زندگیت تاثیر میذاره و گوشی موبایل از حمید رضا یعنی استارت بی اعتمادی  خانواده و بعد از اون خیلی مسایل دیگه که ممکنه روی زندگیت تاثیر منفی بذاره,این راه رسیدن تو به اونچیزی که دوست داری نیست,انتهای کوچه ای که داری میری چیزی نیست جز یه تابلو با این نوشته"کاش اینطور نمیشد"ولی اگر میخوای به اون جمله نرسی فقط باید از یک کوچه ی دیگه بری,از یه راه دیگه,متاسفانه اینطور مکاتبه ای مشاوره دادن بسیار کم تاثیره,ولی من ادامه میدم ,چون شما راه دور هستید و چاره ی دیگه ای نداریم,با محمد رضا هم نمیتونم از طریق تلفن در ارتباط باشم,و فقط از این طریق و ملاقات در مرکز مشاوره امکانش هست,قراره در اینده نزدیک ,خط مشاوره تهیه کنم برای مشاوره ی تلفنی,در این صورت حتما به شما اطلاع میدم,گوشی موبایل رو هم بهتره از طریق جلب اعتمادت در خانواده دوباره به دست بیاد نه حمید رضا ...امیدوارم همواره در پناه خدا باشبد
( تعداد کل: 20 )
   1       2    >>


  • کد نمایش افراد آنلاین